![]() |
![]() |
|
| عشق یه قدرت بی نهایته که خدا به ما آدما داده... |
|
خیلی از ماها از عاشق شدن می ترسیم خب دلیلشم واضحه می ترسیم که عاشق بشیم و طرف طردمون کنه می ترسیم که مورد قبول اون نباشیم می ترسیم که پای کس دیگه ای در میون باشه که از ما خواستنی تر باشه یا ساده بگم: اعتماد به نفس نداریم... خودمونو قبول نداریم و جالبه که تا ما خودمونو به طور کامل قبول نداشته باشیم و دوست نداشته باشیم هیچ وقت نمی تونیم یه رابطه ی عاشقونه ی کامل و واقعی داشته باشیم وقتی خودت نمی تونی خودتو دوست داشته باشی چطور از دیگران توقع داری که دوستت داشته باشن؟ یا عیب تر از اون اینکه وقتی خودتو دوست نداری چطور می تونی بگی که کس دیگه ای رو دوست داری؟؟؟ اگه فکر می کنی که آدم دوست داشتنی ای نیستی اما با این حال به کسی علاقه ی شدید داری مطمئن باش که حتی خودت رو هم گول زدی...
اما یه چیز بدتر از اینا هم می تونه پیش بیاد... اینکه وقتی خودتو دوست نداری به هیچ وجه نمی تونی عشق دیگران رو نسبت به خودت بپذیری همه ش داری غیرمستقیم به بقیه می گی بابا من اونقدرها هم دوست داشتنی نیستم بی خیال من بشید من لایق عشق شما نیستم عجیب به نظر میاد نه؟ شاید فکر می کنی دستت انداختم؟ اما نه: چندبار شده که بری توی یه مهمونی و یه نفر از لباس زیبات – که سه چهار هفته بازار رو روی سرت گذاشتی و به قیبمت خون بابات خریدیش و عاشقش هستی – تعریف کنه و بعد تو بگی نه بابا این که قشنگ نیست اصلا نو نیست خودم که زیاد ازش خوشم نمیاد! یا حتما پیش اومده که مادرت مهمون داشته باشه و دو شبانه روز در تدارک غذا و سالاد و میوه و ... خواب شب نداشته باشه و بعد که سفره ی هفت رنگش رو چیده مهمونا برمی گردن می گن به به چه کردی خانم خونه! بعد مامانت بگه نه بابا من که کاری نکردم همون غذایی که خودمون می خوریمه فقط دوتا پیمونه برنجش رو زیلد کردیم!!!
یا اینکه چندبار پیش اومده که با اصرار به عشقت بگی تو عاشق چی من شدی بدبخت؟ من که هیچ چی ندارم من که قشنگ نیستم من که ...
واقعا چرا ما اینطوری عشق رو از خودمون دور می کنیم؟ خب چه اشکالی داره وقتی کسی می گه لباست قشنگه بگی وای مرسی عزیزم خودم هم خیلی دوسش دارم یا وقتی کسی می گه خیلی دوستت دارم به جای خورد کردن خودت ازش تشکر کنی که اینقدر در حقت لطف داره؟ به خدا نمی میری هیچ اتفاق وحشتناکی نمیفته باور کن! تنها چیزی که اتفاق میفته اینه که طرف می فهمه با یه آدم با ارزش طرفه با کسی که قدر خودشو می دونه و لایق این همه عشق و توجه هست... فکر نمی کنه که داره مهر و محبتش رو بیهوده خرج می کنه
اینطوری بیشتر دوست داشته می شی باور کن
بیاید این اداهای بی معنی رو کنار بذاریم و خودمونو دوست داشته باشیم این دوره دیگه دوره ای نیست که کار با اینجور تواضع و فروتنی ها جلو بره اگه لباست قشنگه خب بگو آره قشنگه... اگه همه دوستت دارن خب قبول کن که دوست داشتنی هستی... n مگه اینکه واسشون خالی بسته باشی... یعنی خودتم به خودت شک داشته باشی— n البته کسی از غرور بی جا طرفداری نمی کنه. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/06/28ساعت 23:3 توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام تو... به یاد تو... و برای تو که برترینی برای عشق ورزیدن!
در کویر عاشقی همدرد و همبار توام واله و دیوانه و شیدا و دلدار توام |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|
