![]() |
![]() |
|
| عشق یه قدرت بی نهایته که خدا به ما آدما داده... |
|
یه شب ازت پرسیدم منو دوست داری؟ گفتی آره به اندازه ستاره های آسمون دوست دارم. به آسمون نگاه کردم... پر از ستاره های ریز و درشت بود! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/30ساعت 7:40 توسط شیدا |
|
|
این شعر هم برای همه اونایی که توی عشق شکست "نخوردن": نشاط انگیزوماتم زایی ای عشق عجب رسواگرو رسوایی ای عشق یکی را بر مراد دل رسانی یکی را در غم هجران نشانی به شیرین دلستانی یاد دادی وزان فرهاد را بر باد دادی ز شیرین تلخ کردی کام فرهاد بلند آوازه کردی نام فرهاد تو لیلی را زخوبی طاق کردی گل گلخانه آفاق کردی اگر بر او نمک دادی تو دادی به وی خوی ملک دادی تودادی تو مجنون را به شهر افسانه کردی ز هجران زنی دیوانه کردی اگر می داد لیلی گام مجنون کجا افسانه می شد نام مجنون؟ نوای عاشقان در بی نوایی ست دوام عاشقی ها در جدایی ست خوشا عاشق شدن اما جدایی خوشا عشق و نوای بی نوایی.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/23ساعت 15:42 توسط شیدا |
|
|
در قلب من ویرانه ها را جست و جو کرد چون شبنمی افتاد بر گلبرگهایم غم های من را با نگاهش شست و شو کرد تنها و سرگردان و بی کس مانده بودم با بی کسی هایم نشست و گفت و گو کرد وقتی که در بیراهه ها سرگشته بودم آمد تمام غربتم را رفت و رو کرد...
اینه خاصیت عشق اینه که همه دنبالشن اینه که همه از عشق می گن اما بیراهه نریم... این خاصیت عشق حقیقیه نه....... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/19ساعت 22:27 توسط شیدا |
|
|
چشم تو زینت تاریکی نیست پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو ... پارسایی ست در آنجا که تو را خواهد گفت: بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تر است... (سهراب) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/18ساعت 17:37 توسط شیدا |
|
|
مامان خوب و عزیزم که لحظه لحظه زندگیم و ذره ذره وجودم بهش وابسته ست.... مامان جونم کاش می تونستم این حرفا رو مستقیم به خودت بگم! و همچنین تقدیم به همه مادرای مهربون و همه اونایی که مثل من به مهربون ترین فرشته زندگی شون عشق می ورزن... من مدام فکر می کنم به اینکه قلب صاف تو از نگاه هر پرنده ای پر است تک تک نگاه های گرم تو از تمام قصه های خوب قصه گوتر است تو پرنده نیستی ؛ بال پر زدن روی شانه های تو نبوده است پس بدون رفتن به آسمان چطور دست های تو این همه از ابرها سروده است؟ دست های تازه و جوان من خوبی تو را درک می کند گرچه هیچ وقت از تو و دل بزرگ تو نگفته است بارها در هوای پاکی صدای تو مثل بچه حفته است راستی! این تمام لحظه های خوب را دست های تو نوشته است من مدام فکر می کنم که قلب تو تکه بزرگی از قلب یک فرشته است! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/12ساعت 23:14 توسط شیدا |
|
|
یه چیزی رو می دونستی؟ می دونستی من توی دنیای به این بزرگی، تو رو از همه بیشتر دوس دارم؟ آخه می دونی چرا؟ چون که انقد مهربونی... چون توی تمام وقتای تنهاییم فقط تو کنارم بودی چون همیشه به حرفام گوش می کنی همه بدی هامو پذیرفتی هیچ وقت اذیتم نمی کنی هیچ وقت باهام قهر نمی کنی ... ناز نمی کنی نیازی به منت کشی نداری... زود دلت راضی می شه... زود فراموش می کنی به خاطر همین کارات بود که عاشقت شدم تک ستاره قلب شیدا! ... نه... تو ماه آسمون دلمی! ...نه نه! اصلا می دونی چیه؟ آسمون دل من شب نیست، روزه ! تو هم خورشیدشی! وقتی توی قلبم طلوع می کنی، همه ستاره ها محو می شن - حتی ماه هم دیگه معلوم نیست - فقط تویی و... نورت دلمو روشن می کنه می خوام یه خواهش دیگه ازت بکنم به من قول بده که هیچ وقت غروب نکنی نذاری آسمون دلم تاریک بشه... شب بشه من عادت ندارم به کسی بگم بی تو می میرم اما می خوام به تو بگم؛ مهربون ترینم! اگه یه روزی منو تنها بذاری من بی تو می میرم می میرم. - حتی اگه یه روزی اومدی و دیدی آسمون دلم پر ابره بازم نرو... انقد بمون تا ابرا محو بشن و برن تا باز فقط من بمونم و تو.... مثل همیشه!- به خاطر همه چیز ازت ممنونم... راستی ! یه چیز دیگه ای هم می خواستم بهت بگم، - می دونم که دوسم داری، با اینکه هیچ نیازی بهم نداری، اما - من خیلی خیلی خیلی دوست دارم! مهربون ترینم خورشید تابون من خدای مهربون من! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 22:19 توسط شیدا |
|
|
بوی نم می آید، بوی باران خدا بوی روییدن گل در دل من وقت لبریز شدن از عشق است بشتابید زمان در گذر است شاید امروز همان لحظه ی احساس شکفتن باشد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 16:42 توسط شیدا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/10ساعت 0:5 توسط شیدا |
|
|
حالا می خوام یه چیزی بگم: ای عشق جاویدان من؛ از اعماق قلبم، و تا آخر دنیا، دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/09ساعت 22:54 توسط شیدا |
|
|
گل نگاه تو در کار دلربایی بود فضای خانه پر از عطر آشنایی بود به شوق آمده بودم چو ذره ای در نور ز شوق و شور که پرواز در رهایی بود چه جای گل که تو لبخند می زدی با مهر چه جای عمر که خواب خوش طلایی بود هزار بوسه به سوی خدا فرستادم از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود شب از کرانه دنیای من جدا شده بود که هرچه بود تو بودی و روشنایی بود...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/09ساعت 9:56 توسط شیدا |
|
... نمی دونم چرا این روزا اینجوری شدم... همه بهم یه جور دیگه ای نیگا می کنن. خیلی بهم توجه می کنن. هر کی منو می بینه عاشقم می شه، بدون اینکه حتی خودم بدونم یا بخوام. تو خیابون راه می رم همه چشا خیره به منه. همه هی بهم محبت می کنن، از کوچیک و بزرگ و زن و مرد...همه شیفته من می شن. خونواده که دیگه نگو!..... راه می رن و قربون صدقه م می رن. دوستام دم به دیقه زنگ می زنن. Sms های عاشقونه... نامه های محبت آمیز... هدیه های بی مناسبت... همه می خوان یه جوری بهم ثابت کنن که چقد دوسم دارن. وای خدا که دیگه دارم رودل می کنم از این همه عشق و محبت اطرافیان!
چیه خب؟!! چرا اینجوری نیگام می کنی؟ نه خیر توهم نزدم... نه خالی بندم نیستم... فقط دارم قانون جذب رو به کار می گیرم!!! تفکر سوپر مثبت! مشکلی هست؟!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/07ساعت 20:3 توسط شیدا |
|
|
موقع بخشیدن دست و پایت نلرزد. هرآنچه داری زندگی آنرا به تو بخشیده است زندگی آن را دوباره پس خواهد گرفت. پس چرا امروز که داری و می توانی خود را از موهبت بخشیدن محروم می کنی؟ لحظه های بخشش برایت زیباترین لحظه ها هستند. کسانی که می بخشند بی آنکه فرقی بین آدم ها بگذارند زرف ترین لذتها را تجربه می کنند. مساله این نیست که به چه کسی می بخشی مساله آن است که آیا تو آنقدر سرشار شده ای که ببخشی. (مسیحا برزگر) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/02/06ساعت 18:36 توسط شیدا |
|
|
از عشق بدون شرط چیزی می دونی؟ از دلفینها چطور؟ این مطلب توی یکی از شماره های مجله موفقیت بود: ... ... دلفین ها علاوه براین دارای قابلیتی اسرار آمیز در درمان بیماری های روانی و به ویزه انواع افسردگی هستند. تعداد بیشماری از افرادی که دچار درجات مختلف افسردگی بوده اند پس از ساعتی شنا کردن با این شناگران پر مهر احساسی کاملا متفاوت را تجربه کرده اند و حتی افسردگی خود راکاملا به دست فراموشی سپرده اند. درحال حاضردر بسیاری از نقاط جهان مراکز درمانی وجود دارد که در آن افراد می توانند از طریق شنا کردن با دلفین ها و یا حتی به سادگی با گوش سپردن به امواج صوتی شفابخش آنها گاهی برای همیشه با بیماری خود خداحافظی کنند. دیوید لوید در مقاله خود با عنوان "قدرت شفابخشی دلفین ها" می نویسد: " من خود تاثیر احساسی و روح بخش شنا کردن با دلفین ها را تجربه کرده ام. در آن زمان وضعیت روحی خوبی نداشتم. احساس افسردگی می کردم شغلم را از دست داده بودم و در یک رابطه شکست خورده بودم. من داستانهای دلفینی در ساحل جنوب غربی ایرلند را شنیده بودم و با کنجکاوی و حسی از تردید راهی آنجا شدم. اتفاقا ایجاد رابطه نزدیک با این دلفین تبدیل به رویدادی فراموش نشدنی در زندگی من شد. دلفین برای خوشامدگویی به سمت من آمد و بارانی از" صداهای ردیاب انعکاسی " خود را بر سر من ریخت (نوعی ردیاب صوتی طبیعی که دلفین را قادر می سازد در آبهای کدر و تاریک یا فواصل دور قادر به دیدن باشد و یا داخل بدن موجودات زنده دیگر را ببیند). این صداها و نیز ارتباط چشم درچشم ما باعث شد احساس کنم که واقعا دیده می شوم ... توجهی بدون قید و شرط. بعد از این هنگامی که به سمت ساحل شنا می کردم حس می کردم رنجی از اعماق وجودم به بیرون فوران کرده است ...رنجی عظیم که با شدت در حال بیرون ریختن بود. من نوعی رهایی را تجربه کردم و از این احساسات خلاص شدم. در هنگام بازگشت به خانه خودم را در حال برنامه ریزی برای آینده یافتم. برای کارم و برای تغییر دکوراسیون منزلم. حقیقتا چیزی دردرون من تغییر کرده بود." اما آنچه که بیش از همه در مورد دلفین ها در تمامی تجربیات و نوشته های انسانها خود نمایی می کند عشق بی قید و شرطی است که این موجودات به انسان و یا به هر چیزی در محیط اطراف خود ارزانی می دارند. دکتر برنی سیگل جراح و نویسنده کتاب "عشق . پزشکی و معجزات" در مورد عشق بدون شرط می نویسد و معتقد است تمامی بیماری ها در نهایت مربوط به فقدان عشق یا صرفا تجربه کردن عشق مشروط هستند. او می گوید واقعیتی که در همه موارد افسردگی غالب است نوعی کمبود یا فقدان عشق یا معنا در زندگی است - حد اقل از دیدگاه خود فرد. شاید از نقطه نظر دکتر سیگل بتوان علت نیروی اسرار آمیز دلفین ها در شفابخشی انسانها را توجیه کرد. دلفین ها نه از اصول ارتباط موثر چیزی می دانند و نه در روانشناسی تخصص دارند. اما بیش از هر روانشناس و حتی هر انسان همدردی توانسته اند در مدت زمانی بسیار کوتاه تر از آنچه بتوان تصور کرد رنج و ناراحتی های انسان آسیب دیده را محوکنند. انها فقط یک چیز راخیلی خوب بلدند. وآن عشق بدون شرط است. ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/02/06ساعت 13:41 توسط شیدا |
|
|
سلام من شیدام. راستیتش اهل وبلاگ ساختن و این کارا نبودم...نه وقتشو داشتم نه انگیزه شو... تا اینکه وبلاگ مهدی رو دیدم.....در مورد عشق بود و اینکه تنها مونسش اونو گذاشته و رفته... رفته که رفته... البته مهدی اولین کسی نیست که می بینم این احساسات رو تجربه کرده.اما غمی که توی قلبش بود و اندوهی که توی نوشته هاش( هرچند زیاد نبودن) منو به این فکر انداخت که یه وبلاگ عاشقانه هم من بسازم..... اما این دفعه نه با غم و اندوه. بلکه واسه اینکه به مهدی و همه جوونا بگم که می شه عاشق بود و از عشق گفت اما با دل شادـنمی دونم چرا هر موقع حرف از عشق و عاشقی می شه همه گریه سر می دن. من می خوام حالا این سنت رو بشکنم و بگم بابا!عشق یه نعمته یه حس فوق العاده ست قدرشو بدونین این خود عشقه که مهمه نه معشوق...اگه اون گذاشته رفته بی خیال....اصل تجربه کردن عشق بوده مگه غیر از اینه؟ بابا بخند و شاد باش که این حس قشنگو داری و مثل خیلیا "سیب زمینی" از این دنیا نمی ری!!بخند دیگه.... آفرین! اگه بدونی چقدر خوشگل تر شدی!
باز زنده می شود خاطرات دور عشق سبز می شود دلم در هوای عاشقی سبز و عاشقانه بود لحظه ظهور عشق
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/05ساعت 0:51 توسط شیدا |
|
|
نفس جانانه عشق مانند هواست همه جا موجود است تو نفس هایت را قدری جانانه بکش...!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/05ساعت 0:35 توسط شیدا |
|
|
زیر باران بیا قدم بزنیم حرف نشنیده ای به هم بزنیم نو بگوییم و نو بیاندیشیم عادت کهنه را به هم بزنیم و ز باران کمی بیاموزیم که بباریم و حرف کم بزنیم کم بباریم اگر ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم چتر را تا کنیم و خیس شویم لحظه ای پشت پا به غم بزنیم سخن ازعشق خود به خود زیباست سخن عاشقانه ای به هم بزنیم قلم زندگی به دست دل است زندگی را بیا رقم بزنیم این همه قطره ها در انتظار "تو" اند زیر باران بیا قدم بزنیم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/05ساعت 0:32 توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام تو... به یاد تو... و برای تو که برترینی برای عشق ورزیدن!
در کویر عاشقی همدرد و همبار توام واله و دیوانه و شیدا و دلدار توام |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|
